X
تبلیغات
توشه
توشه


هر سفری را زاد و توشه باید



سپس امام حسین علیه السلام به سوی آنچه خدایش فراخوانده بود رهسپار شد

تا در راه ،فرزدق شاعر آن حضرت را دیده سلام کرد و گفت :

ای فرزند رسول خدا چگونه به کوفیان دل می بندی با اینکه پسر عمت مسلم بن عقیل

را کشتند ؟

دیدگان امام علیه السلام اشکبار شده و فرمود:

خدا مسلم را رحمت کند ، او به سوی آسایش الهی و ملکوت عطر آگین و بهشت

و خشنودی خدا رخت بر بست . او تکلیف خود را انجام داد و هنوز تکلیف ما باقیست.

سپس امام علیه السلام این اشعار را سرود:

فإن تکن الدنیا تعد نفیسة      فإن (فدار) ثواب الله أعلی و أنبل....

اگر دنیا ارزشمند به شمار می آید ، پاداش خداوندی برتر و شریف تر است

و اگر بدنها برای مرگ پدید آمده اند، پس در راه خدا با شمشیر کشته شدن بهترین است

و اگر روزی آدمیان به تقدیر الهی تقسیم گشته است پس در طلب آن آزمند نبودن زیباتر است

و اگر گردآوری ثروت دنیا برای واگذاردن است ، پس چرا آدمی در انفاق آن بخل می ورزد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 20:11 توسط الهه_و |



 

جمله ی دوازده از دعای سی هفتم از امام سجاد علیه السلام :

خدایا از آدمی در آنچه از روزی تو خورده که بوسیله ی آن بر طاعت و فرمانبریت توانایی یافته

عوض نخواسته ای ، و او را در آلات و ابزار که بکار بردن آنها وسیله ی رسیدن به آمرزش 

تو قراد داده سختگیری ننموده ای ، و اگر با او چنین رفتار میمودی آنچه برای آن رنج کشیده

و آنچه در آن کوشش نموده در برابر کوچکترین احسانها و نعمت هایت از دست رفته بود

و در نزد تو برای باقی نعمتهایت در گرو میبود

پس چون چنین است کی چیزی از پاداش ترا سزاوار میباشد !

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 15:21 توسط الهه_و |



 

 

یار رب امان ده تا باز بیند

چشم محبان روی حبیبان

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 16:2 توسط الهه_و |



 

 عید بر عالم مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 23:14 توسط الهه_و |



 

                    

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 2:35 توسط الهه_و |



الهی رضم برضائک و تسلیما بامرک لا معبودا لی سواک


اگه درست نوشته باشم این دعای امام حسین،

و من بی نهایت مشتاق این دعا هستم.

امام سجاد در تفسیر آیات اول سوره ی مریم در رابطه با درخواست حضرت زکریا  

  می فرمایند :

دعای جناب زکریا پس از اجابت و ظهور نشانه های استجابت دعا

به درخواست  جناب زکریا ،پنج سال بعد به انجام رسید

وخداوند فرزندی به ایشان عطا کردند.


[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

چون قسمت نظر دهی غیر فعال شده نظرمو اینجا گفتم

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 0:21 توسط الهه_و |



 

اللهم من اوی الی ماوی فانت ماوای فانت ماوای و من

 

لجا الی ملجا فانت ملجای اللهم صل علی محمد و آل

 

محمد و اسمع ندائی و اجب دعائی و اجعل ما بی عندک

 

 و مثوای و احرسنی فی بلوای من افتنان الامتحان و

 

لمة الشیطان بعظمتک التی لا یشو بها و لع نفس

 

بتختین و لا وارد طیف بتظنین و لا یلم بها فرح

 

 حتی تقلبنی الیک بارادتک غیر ظنین و لا مظنون و

 

لا مراب و لا مرتاب انک ارحم الراحمین.

 

 

پروردگارا ! هر که پناهگاهی پناه جوید تو پناهم می باشی، و هر که به

 

 تکیه گاهی پناه گیرد ، تو تکیه گاهم می باشی.

 

 

خداوندا ! بر محمد و خاندانش درود فرست و ندایم را بشنو و دعایم را

 

اجابت فرما ، جایگاهم را نزد خودت قرار ده ، و در مواضع امتحان مرا از

 

 لغزش و گمراهی به وسیله شیطان باز دار، بحق عظمتت .تو که تکذیب

 

 انسانی و خیالپردازی در آن موثر واقع نشده و امری از آن خالی

 

 نمی باشد. تا اینکه مرا به اراده و مشیت به سوی خود باز گردانی بدون

 

 آنکه نسبت به تو مشکوک و مظنون بوده و رحمتت را مورد شک و

 

 تردید قرار دهم بدرستی که تو مهربان ترین و مهربانانی.

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 0:7 توسط الهه_و |



ازدست غیبت تو شکایت نمی کنم

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 22:32 توسط الهه_و |



 

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت

 

حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 7:12 توسط الهه_و |



 

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

طرف چمن و طواف بستان

بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل

بی صوت هزار خوش نباشد

هرنقش که دست عقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

جان نقد محقر است حافظ

از بهر نثار خوش نباشد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 16:27 توسط الهه_و |



 

طریق عشق پر آشوب و فتنه است ای دل

بیفتد آنکه در این راه با شتاب رود

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 12:12 توسط الهه_و |



                                         

 

بر آی ای آفتاب صبح امید

که در دست شب هجران اسیرم

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 6:30 توسط الهه_و |